تبلیغات
فقط داستان - قسمت پنجم.....
JUST PURPLE SOLITAIRE
فقط داستان
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : Negin ღღღ

سونگ كیو تا مهناز دید یه چشمك بهش زد....مهنازم یه لبخند زد و گفت:فایتینگ اوپا....پسرا هم وقتی كارشون تمام شد رفتند بالای سن یكم حرف زدن و رفتند تا نوبت دوتا گروه شدن كه باهم امروز مسابقه داشتند اكسو و بی ای پی.....كه اكسو اومد روی سن.......

شیدا مهناز و نگینم دست همدیگه را گرفتند و خشكشون زده بود اصلا باورشون نمیشد داشتند از هیجان سكته میكردن....و زل زده بودهن به پسرا و به سختی نفس میكشیدن از اون طرف بقیه دخترا همین طور الكی جیغ میزدن و با آهنگ میخوندن فقط مهناز و شیدا نگین ساكت بودن.....نگین به سختی آب دهنشو قورت داد و گفت:وای باورم نمیشه كیریس از نزدیك چه خوشتیپ تره.

شیدا گفت:خره تیپش كه همیشه یكیه باید بگی قیافش بهتره.

نگین گفت:آهان همون....

مهناز گفت:وای چن چه قدر قشنگ میخونه چه صدایی داره.....

این بارم اكسو اومد از روی سن پایین و از جلوی دخترا رد شد....نگین تا كیریس و سوهو از جلوش رد شدن سرشو انداخت پایین.....و ساكت شد مهناز شیدا هم شروع كردن با پسرا آهنگ خوندن.....پسرا هم از جلوی هر كی رد میشدن میزدن قدش یعنی با دستشون میزدن به دست دخترا......كای اومد از جلوی مهناز رد شد و با دستشو آورد جلو كه مهناز بزنه بهش.....مهنازم از سر جاش بلند شد بهش احترام گذاشت و با دستش زد بهش....كای هم یه لبخند زد بهش احترام گذاشت و رفت.....شیدا گفت:كوفتت بشه چرا كسی نیومد كنار ما؟

مهناز گفت:از شماها خوششون نیومده حتما......

شیدا گفت:كوفت دلشونم بخواد....

بكهیون و چانیول هم داشتند هی ادا در میوردن از جلوی دخترا رد میشدن....دخترا هم هی الكی ذوق میكردن....نگین گفت:ایش چه سبكن....

سهون و دی او هم داشتند با هم میرفتند اومدن از جلوی نگین اینا رد بشن....نگین تا دی او را دیدش بهش یه لبخند خوشكل زد وسرشو انداخت پایین.....دی او هم یه نگاهی به نگین كرد و رد شد....سهونم اومد جلوی شیدا تا دیدش یكم نگاهش كرد و دستشو آورد جلو كه شیدا بزنه بهش....شیدا هم اومد عین مهناز بلند بشه كه لباسش گیر كرد به صندلی.....و تعادلشو خواست از دست بده و بیوفته كه سهون گرفتش.....مهناز و نگین یه نگاهی به شیدا كردند و تركیدن از خنده.....شیدا هم از خجالت میخواست آب بشه.....به سهون احترام گذاشت و ازش تشكر كرد.....سهونم بهش احترام گذاشت و گفت:خوبی؟

شیدا گفت:بعله ممنونم.

نگینم یه نگاه به دی او كرد دید چشمش به نگینه یكم بهش نگاه كرد و موهاشو گذاشت یه طرف شونه اش كه مشخص باشه خیلی بلنده موهاش و آروم به مهناز گفت:ببین این شیدا واسه جلب توجه چه كارایی كه نمیكنه از قصد لباسشو گیر صندلی میندازه.

مهناز همین طور كه میخندید گفت:هان دی او خیلی بهت نگاه میكنه ها.

نگین گفت:آره متوجه شدم اما خودت حواست نیست اون موقع چن تا دیدت انقدر جا خورد كه نزدیك بود بیوفته رو صندلی اون دختره كه اونجاست.

مهناز گفت:جدی؟ تو از كجا دیدی؟

نگین گفت:خوب چیكار كنیم دیگه من خیلی حواسم بهشون بود تا مارا میبینند چه واكنشی دارن....منم یكم ادا واسه چانیول و بكهی در آوردم و به سوهو و كیریسم آروم احترام گذاشتم فهمیدن خوششون اومد.

مهناز گفت:نگین خیلی بدجنسیا.

نگین گفت:میدونم حالا این شیدا چرا انقدر واسه سهون اشوه شتری میادش؟

مهناز یه نگاهی به شیدا كرد و گفت:آره نمیدونم شیدا بگیر بشین دیگه...

شیدا هم یه نگاه به مهناز كرد و گرفت نشست....سهونم یه نگاهی به شیدا كرد و به دی او اشاره كرد برند....و با دی او رفتند.....و همشون رفتند بالای سن بالاخره.....نگینم هی واسه چانیول بكهیون ادا در اورد چانیول بكهیونم به سختی جلوی خودشون را گرفته بودن كه نتركن از خنده.....مهناز شیدا هم به نگین نگاه میكردن و بیشتر میخندیدن....

مهناز گفت:نگین حالا واسه اینا میشه اینجوری باشیم بی ای پی اومد باید سرسنگین بشینیم.

نگین گفت:آره میدونم بذار یكم آتیش بسوزونم واسه اینا فعلا....

شیدا گفت:نگین دیوونه ای تو.

مهناز گفت:شیدا تو چرا اینجوری كردی؟

شیدا گفت:من كاری نكردم كه خوب لباسم گیر كرده بود به این صندلی كوفتی.

مهناز گفت:دروغ نگو میخواستی بیوفتی روی سهون؟

نگین تركید از خنده و گفت:وای آره دیوونه اینجا میخواتی بیوفتی روش؟

شیدا گفت:مرض جفتتون اصلا به خدا از قصدی نبود.

مهناز گفت:میدونم بابا شوخی میكنم.....

نگین دستشو گذاشت روی سرش و گفت:اه چه قدر بد جیغ میزنند.سرم درد گرفت.

مهناز گفت:آره واقعا رو اعصاب آدم جت اسكی میرند صدای جیغ هاشون خیلی بده.....

شیدا گفت:وای بعد از اینا بی ای پی میادش من دارم سكته میكنم...

نگین گفت:به خدا من كه غش را رفتم....

مهناز زد به نگین و گفت:نگین دی او را نگاش كن یه لحظه.....اصلا یه لحظه هم چشم ازت برنداشت.

نگین یه نگاه به دی او كرد و گلی كه ووهیون بهش داده بود آورد كنار صورتش و به دی او اشاره كرد كه یعنی شما عین این گل هستی....دی او هم یه لبخد بالاخره روی اون لباش ظاهر شد.....نگینم بهش خندید....تا بالاخره اجرای اكسو تمام شد و سوهو گفت:امیدوارم از اجرای امروز ما خوشتون اومده باشه بیشتر از این منتظرتون نمیذارم میریم برای اجرای جدید و فوق العاده ی آهنگ جدید گروه بی ای پی.....و اكسو رفتند....نگینم برای دی او بابای كرد و دی او هم آروم آروم از اونجا رفت.....همه ی چراغ ها خاموش شد....نگین و مهناز و شیدا دستشونا داده بودن به هم و چشماشون را تا ته باز كرده بودن....و منتظر بی ای پی بودن كه چند تا چراغ روی سن روشن شد و بی ای پی اومدن و شروع كردن به خواندن....

مهناز و نگین و شیدا دهنشون باز مونده بود و چهار چشمی رفته بودن تو پسرا.....صداشون در نمیومد....

شیدا گفت:وای من الان غش میكنم وای خدایا اصلا باورم نمیشه....چه قدر خوشكل شدن چه تیپی زدن.

مهناز گفت:وای وای شیدا میگم كاش اینا میومدن پایین اگه میومدن من بلند میشدم بغلشون میكردم.

نگین گفت:وای مهناز داداشتو وای دارم غش میكنم......نفسم بالا نمیاد.

مهناز گفت:توام نخوای جلب توجه كنی بری غش كنی رو داداشم.

نگین گفت:گمشو دیوونه جدی میگم منو باید با ویلچر ببرید.

شیدا گفت:باشه میگیم یه دوست معلول داریم از شما خوشش میاد.خوبه؟

مهناز گفت:داداش من زن مریض نمیخواد.

نگین گفت:شما دوتا حرف نزنیدم خوبه ها.

مهناز گفت:خوب حواستون باشه بچه ها....

نگین گفت:چرا اینا همش به آخرا نگاه میكنند؟

شیدا گفت:چمیدونم والا صبر كن.....شیدا هم یهو بلند داد زد.....best absolute perfect go goكه باعث شد بی ای پی یه نگاهی به شیدا بكنند....مهناز با یونگ گوك چشم تو چشم شد........همین جور مات مبهوت مونده بود.....نگینم دید هیچ كی بهش نگاه نمیكنه.....سرشو بگرداند طرف مهناز و دید خشكش زده....یه نگاه به پسرا كرد دید دارند میرقصند....اما یونگ هر دفعه یه نگاهی به مهناز میكنه....شیدا هم از زلو چشم برنمیداشت....

نگین گفت:مهناز خوبی؟

مهناز گفت:با یونگ گوك چشم تو چشم شدم انگار تا ته منو نگاه كرد....

نگین گفت:جلل خالق این داداشت كه به من نگاه نكرد اه چه بی احساس....

شیدا گفت:آقا من زلو میخوام.

مهناز گفت:من تو شوكم.....وای یونگ گوك واقعا به من نگاه كرد؟

شیدا گفت:خوش به حالت....

نگین گفت:آخی ندیدی زلو تا دیدت شوكه شد شیدا.فكر كنم یونگ جه و دهیونم از این دختر كاكا سیاها خوششون اومده.





نوع مطلب : طلوع قلب من با عشق زیبای تو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 10:14 ب.ظ
واااااایییی......منم کنسرت بانک میخاااااامممم......منم کای وکریس,میخاااااااااممممممم
Negin ღღღ هاهاها دلت اب ما تو موزیک بانکیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


سلام عشقولیام نگینم ......براتون بهترین ها را مینویسم تنهایی.........

مدیر وبلاگ : Negin ღღღ
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :