تبلیغات
فقط داستان - قسمت چهارم....
JUST PURPLE SOLITAIRE
فقط داستان
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : Negin ღღღ
و.....

بعدازسی كلون دوتا گروه دختر اومدن و بعدشم بی تو بی و بی 1 ای 4 ام آی بی %100 زی آ بلاك بی بیست واندر بویز بوی فرند و سوجو و شاینی اومد 2 پی ام و 2 ای ام هم یه اجرا با هم داشتند و مای نیم.ویكس.بیگ استار ام بلك اجرای خاص زیبای خودشون را داشتند......بازم شیطونی شیدا و مهناز و نگین خیلی تو چشم خورد كه یهو یه آهنگی به گوش نگین رسید.....نگین چشماش چهار تا شد....بعله توهارت بود شاینی كی و ووهیون آهنگشون شروع به نواختن كرد .....شاینی كی اومد یه صندلی گذاشت و از روی سن رفت پایین....ووهیونم رفت پایین....نگین دستشو گذاشته بود روی قلبش ساكت شده بود....

شیدا گفت:نگین خوبی سكته نكنی؟

نگین سرشو تكان داد.....

شاینی كی رفت و یه دختر سیاه پوست را برداشت ببره روی صندلی بشینه....كه ووهیون از جلوی نگین و مهناز رد میشد كه چشمش به نگین افتاد میخواست از نگین دعوت كنه بیاد باهاش كه یهو دید شاینی كی یه دختره را برده آروم طرف نگین خم شد و گفت:میخواستم تو بیای اما انگار شاینی كی اون دختره را برده......و رفت روی سن و مشغول اجرای آهنگ دلیشز شدن....دختره سیاه پوسته انقدر چاق بود یه عینك از این خنگیا هم زده بود و هی واسه ووهیون و شاینی كی اشوه میومد....

نگین همین جوری ماتش برده بود.

مهناز گفت:ووهیون چی بهت گفت؟

نگین همین طور كه تو شوك بود گفت:میخواست منو جای اون ببره!!!!!

شیدا زد زیر خنده و گفت:آخی آخی شانشو برو اینو برد به جای تو اه اه چه قدرم زشت و چاقه.

مهناز گفت:واقعا؟!!!چه عالی!!!ایول نگین.

نگین گفت:بیا ببین كیو برده این شاینی كی اه الان من باید اونجا بودما نه این گوریل اه اه!!!!

مهناز گفت:خب حالا زیاد نگران نباش....

اما ووهیون چشم از نگین برنداشت موقع اجراش و وقتی اجراش تمام شد شاینی كی و ووهیون یكم حرف زدن و دختر سیاه پوسته هم یكم حرف زد....بعد شاینی كی گلشو داد به دختر سیاه پوسته....ووهیونم گفت:منم گلم را میخوام هدیه بدم به یه نفر و از سن اومد پایین و گلشو برد به طرف دخترا همه دخترا میخواستند گل را از دست ووهیون بگیرند....ووهیونم اومد از جلوی نگین اینا رد شد و بازم برگشت  و خم شد و گلشو داد به نگین......

نگین نزدیك بود چشماش چهار تا بشه بلند شد و گل از ووهیون گرفت و بهش احترام گذاشت و ازش تشكر سرشو انداخت پایین.

مهناز شیدا همین جور مات مبهوت نگین و ووهیون شده بودند.....نگین لال شده بود اصلا نمیدونست باید چیكار كنه....ووهیونم داخل بلندگوش گفت:شما خیلی زیبا هستید....عشق شیرینه ها......

نگینم همین جور ساكت موند.....كه همه طرفدارا واسه ووهیون دست زدن شاینی كی هم اومد كنار ووهیون و نگین و گفت:ما واقعا خوشحالیم كه همچین طرفدارهایی داریم....

نگینم یكم قیافشو كج كوله كرد و گفت:بعله.....واقعا.....طرفدار.!!!!!!

ووهیون و شاینی كی هم یه احترام به نگین گذاشتند و رفتند روی سن و گفتند منتظر گروه بعدی باشید......با آهنگ جدیدشون.....و رفتند كه گروه یوكیس اومد....نگینم با گلش نشست سرجاش.

شیدا گفت:وای كیسوپ الان میادش نگین چه شانسی داری اوه اوه بهت گفت خوشكل.

نگین گفت:ای میخوام صد سال نگه این كارو كرد كه یعنی مثلا خیلی با طرفداراشون خوبن ندیدی گفت ممنون كه طرفدارمونی به اون دختره سیاه پوسته هم گفتند خوشگله ووهیون گلت بخوره تو سرت.

مهناز خندید و گفت:بیا پرو دو قورت نیمشم باقیه دیگه چی بهتر از این این دخترا كه كنار ما بودن داشتند از حسادت میمردن.....

نگین گفت:اه اه اینم حسادت داره.ایش.

یوكیس داشتند اجرا میكردن.....نگین گفت:وای ایلای چه خوشكل شده .....و چشم دوخت به ایلای....مهناز گفت:نه به اندازه ی سوهیون.

شیدا گفت:ساكت بهتر از كیسوپ نیست....

مهناز و نگین و شیدا هم شروع كردن به خوندن آهنگ همراه یوكیس كه وقتی چشم اعضای گروه بهشون افتاد......كپ كردن یه لحظه هم چشم از مهناز و شیدا و نگین برنداشتند......

مهناز گفت:بچه ها انگار اینا خیلی از ما خوششون اومده ها!

شیدا گفت:آره منم همین حس را میكنم.....خیلی نگاهشون به ماهاست.

نگین گفت:خب حالا میاند میگن ممنون كه طرفدارمونید ایش.

بعد از اینكه اجرای یوكیس تمام شد همه جا ساكت شد چراغ ها خاموش شد و از آخر سالن یه نور ضعیفی اومد و اعضای گروه تین تاپ یكی یكی اومدن....

همه برگشتن به عقب نگاه كردن شیدا گفت:وای ال جو چه تیپی زده....

مهناز گفت:آره چه باحال شدن خصوصا كپ....

نگینم همچین زل زد به چانجی كه چانجی زوم كرد به نگین و اومد از كنارش رد شدو یه چشمك بهش زد.....نگینم یه اخم بهش كرد.....كپ هم اومد رد بشه كه تا مهناز دید حواسش پرت شد نزدیك بود از پله ها بیوفته مهنازم زده بود زیر خنده....چانجی اشاره كرد به ال جو كه نگین اینا را ببینه....

ال جو هم یه نگاه بهشون كرد و تا تونست نمك ریخت موقع اجراش....نیل آروم به كپ گفت:چی شد؟

كپ یه اشاره ای به نگین اینا كرد.....

چانجو هم ریكی هم متوجه شدن و خیره شدن به دخترا.........

چانجی هم با الجو دیگه اون روشونا گذاشتن انقدر نمك ریختن و مزه ریختن قلب گرفتن كه نگو.....شیدا مهناز نگینم هی میخندیدن یه جا هم نگین ادای چانجی را در آورد چانجی هم نزدیك بود بتركه از خنده....چانجو هم یه نگاه به نگین كرد بهش لبخند زد نگینم خل بازیش گل كرده بود انقدر ادا در آورد واسشون.......مهناز شیدا هم هی به نگین نگاه میكردند و غش كرده بودن از خنده.....

وقتی اجرای تین تاپ تمام شد پسرا یكم حرف زدن.....

الجو گفت:من واقعا فكر نمیكردم امروز انقدر شلوغ باشه جالبه.....واقعا ممنون كه اومدید امیدوارم خوشتون اومده باشه...

همه جیغ زدن و دست زدن....

شیدا داد زد به فارسی الجو یه دونه است واسه نمونه است.....كه مهناز و نگین تركیدن از خنده الجو هم كه منتظر بود شیدا یه چیزی بگه.......رفت كنار شیدا و گفت:ببخشید چیزی گفتید؟

شیدا حسابی هول شده بود زبونش بند اومده بود چانجی هم ازخدا خواسته اومد كنار نگین و شیدا....نگینم حسابی كرم ریختنش گرفته بود.....بلند شد كنار شیدا ایستاد و گفت:دوستم گفت شما چه قدر اجرای خوبی داشتید ماشاالله از همه رپرها بهتر بودید....

الجو یكم به شیدا نگاه كرد و دستشو آورد جلو كه دست بده و گفت:ممنون لطف دارید...

شیدا هم یه نگاه به الجو كرد و گفت:خواهش میكنم....نگین زد به شیدا كه بهش دست بده...

شیدا هم یكم به الجو نگاه كرد باهاش دست داد....

چانجی گفت:ممنون كه اومدید....

نگینم زل زد تو چشمای چانجی و گفت:خواهش میكنم قابلی نداشت....

كپ هم از بالا گفت:امیدوارم از اجرای ما خوشتون اومده باشه میریم واسه اجرای بعدی.....اینفینیت.....

چانجی هم یه اشاره به نگین كرد كه بعدا میبینمت....نگینم یه زبون واسش در آورد......چانجی و الجو هم رفتند شیدا و نگینم نشستن....

مهناز گفت:من دیگه با شما جایی نمیام دارید همه را از راه به در میكنید.

شیدا گفت:نه بابا اینا این كارا را میكنند كه یعنی ما خیلی با طرفدارامون خوبیم اینا.....

كه اینفینیت اومد......

نگین خشكش زد.....گل ووهیون گرفت كنار صورتش.....و لال شد و فرو رفت داخل صندلیش.

مهناز زد به نگین و گفت:خوبی نگین؟

نگین سرشو تكان داد.... و صاف نشست......

شیدا گفت:نگین هویا چه تیپی زده عوضی.....چه قشنگ شده.....

نگین گفت:اوهوم آره ووهیونم تیپشو عوض كرده....وای من الان سكته میكنم.....

مهناز گفت:نگین آروم باش....كه اینفینیت از سن اومدن پایین و رفتند كنار تماشاچی ها.....ووهیون اومد كنار نگین اینا.....یكم ادا اطفار واسه نگین اینا در آورد نگینم یه اخم بهش كرد و گفت:من طرفدار كسی نیستم فهمیدی؟

ووهیون اومد نزدیك نگین و گفت:چی؟

نگینم گفت:ووهیون خان من طرفدار هیچكی نیستم ایش.

ووهیونم خندش گرفت......كه هویا هم اومد كنار ووهیون.....نگین چشماش زوم كرد رو هویا....هویا هم یه نگاه به نگین كرد و براش بابای كرد....

نگینم خودشو لوس كرد و گفت:باهات قهرم و روشو اون طرف كرد....هویا ووهیونم خندیدن.....بقیه پسرا هم داشتند راه میرفتند....كه اومدن كنار هویا....





نوع مطلب : طلوع قلب من با عشق زیبای تو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


سلام عشقولیام نگینم ......براتون بهترین ها را مینویسم تنهایی.........

مدیر وبلاگ : Negin ღღღ
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :