تبلیغات
فقط داستان - قسمت اول بوسه رویایی....
JUST PURPLE SOLITAIRE
فقط داستان
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : Negin ღღღ
آنیونگ.....

بوسه ی رویایی....

 

 

نگین و تیا و ضحی از دوستای صمیمی بودن که مقیم لس آنجلس بودن هر کدومشون به یه نهوی اومده بودن آمریکا برای تحصیل هر چند نه برای تحصیل نگین و تیا دختر عمه دختر دایی میشدن که چون پدر نگین یعنی دایی تیا و عمه ی نگین پزشک بودن برای زندگی اومده بودن آمریکا ضحی در دانشگاه باهاشون آشنا میشه و میشن دوستای صمیمی الان تابستان و تعطیلات تابستانی بعد از ترم اولشون که تمام شده.....

نگین و تیا و ضحی قرار گذاشتن برن بیرون....

نگین گفت:اه یکسال اومدیم اینجا چرا من کامرانو نمیبینم پس یعنی کامران کجااست؟

تیا گفت:میخوای بری تک تک خونه را بگردی پیداش کنی....

نگین گفت:آره دقیقا بدم نیستا از کجا شروع کنم؟؟

ضحی گفت:بیخیال نگین حالا یه کنسرت چند وقت دیگه میذارن برو کنسرتشون یا حداقل یه کاباره ای که مال ایرانیااست برو...

نگین گفت:عمرا برم کنسرتش که بگه ممنون که طرفدارمی نه کاباره ام که اصلا خوشم نمیاد اه اه اه دوست ندارم هیچیو دوست ندارم هی کامران کجایی تو الان بچه ها میدونستید همسر ابی همیشه میرفته تو کنسرتاش ابی هم وقتی چند بار میبیندش عاشقش میشه و باهاش ازدواج میکنه حالا اگه من تمام کنسرتای کامران و هومنم برما فوقش میگه ممنون که طرفدارمی مردم چه شانسایی دارن هی خدا...

تیا زد زیر خنده و گفت:ببین اون اونه توام تویی وای آره فکر کن کامرانت بگه ممنون که طرفدارمی وای قیافت دیدنی میشه نگین نه؟؟؟

ضحی گفت:ا مسخرش نکن بچه ها این مغازه را ببین چه لباسیه نه؟

نگین گفت:وای عالیه اما یکم زیادی بازه تازه پشتم که نداره...

تیا گفت:آره به خدا این چیه آدم لباس نپوشه سنگین تره نه؟

ضحی گفت:اما رنگش خیلی خوبه ها نه؟!!!!

تیا گفت:آره رنگش خوبه بیاند بریم تو این پاساژه....

دخترا سه تایی رفتن تو پاساژ 7 طبقه ....

نگین گفت:بچه ها بیایند بریم ببینیم کدوم کمپانیا برند جدید زده....

تیا دست نگینو کشید و رفتن پشت شیشه ی یه مغازه ی کفش فروشی....

ضحی گفت:وای این کفشه خیلی خوشگله نه پاشنش فکر کنم یه 20 سانته خیلی بلنده نه؟؟

نگین گفت:بچه ها بیاند بریم بپوشیمش ببینیم چی میشه....

رفتند داخل که فروشنده اومد جلو و گفت:میتونم کمکتون کنم؟

تیا گفت:بله ما اون کفشا را میخواستیم....

فروشنده گفت:سایز همیشگتون درسته؟

ضحی گفت:بله ممنون.....

فروشنده هم رفت و کفشا واسشون آورد تیا گفت:خوب نگین بیا امتحان کن....

نگین گفت:چرا من؟!!!!!!من که نمیتونم با همچین پاشنه ای راه برم که خدایا.....

ضحی گفت:بدو دیگه ....

نگینم رفت کفشا را پوشید مغازه ی کفش فروشی خیلی بزرگ بود فروشنده گفت:خوب یکم باهاش راه برید....

نگینم خیلی با احتیاط شروع کرد به راه رفتن تیا و ضحی هم همین طور مسخرش میکردن....

نگین گفت:ههههههه به من میگید بپوش که مسخرم کنید واقعا که.....

نگین همین طور که داشت راه میرفت یه پسر بچه ای آب میوش از دستش ریخت رو زمینو نگین رفت روشو خواست بیوفته که یکی گرفتش....

نگین هی سفید و سرخ شد اون پسره هم نگینو گرفتش و ایستادش رو پاش....

نگین گفت:ممنون خیلی ممنون من واقعا معذرت میخوام یعنی....

که ضحی و تیا دلشونا گرفته بودن با خنده اومدن کنار نگین.........

نگین به فارسی گفت :میکشمتون تک تکتونا....

تیا با خنده گفت:خوب نگین تو که توان راه رفتن با این پاشنه ها را نداری مجبوری....

نگین کفشاشو در آورد و کفشای خودشو پوشید و فروشنده اومد کنارشون و گفت:حاتون خوبه؟

نگین گفت:زندم ممنون....آخه من نمیتونم این کفشا را بپوشم مگه من کوتولم تازشم بودم پاشنه 10 سانت نه 20 سانت یا علی .....کفش عروسکی خوشگل ندارید؟نه نه اسپرت....

پسره گفت:حالتون خوبه؟

نگین گفت:ممنون.....واقعا ببخشید...

دوستای پسره صداش زدن ایلای کجایی تو؟؟

ایلای گفت:اینجام.....

ضحی گفت:خوب بیاند بریم ببینیم کفش خوب پیدا میشه؟

کیسئوپ گفت:وای چی بخرم واسه دوست دخترم...

ایلای گفت:بیا از اون دخترا بپرس....

نگینم سرشو انداخته بود پایین و داشت خودشو سرزنش میکرد....

ضحی گفت:نگین نگین ببین این کفشه خوبه ها....

ایلای گفت:ببخشید راستش این دوتا از دوستای من میخوان واسه دوست دختراشون هدیه بخرند شما که دخترید فکر کنم بهتر سلیقه ی دخترا را میدونید میشه کمکشون کنید؟

نگین گفت:آره حتما خوب شما نمیخوایند واسه دوست دختر خودتون هدیه بخرید....

کیسئوپ زد زیر خنده و گفت:ایلای دوست دخترش کجا بود اون منتظر یه پرنسس...

ضحی گفت:او حالا کو پرنسس آخه یه چیز میگیدا....

هون گفت:حالا به نظرتون چی بخریم؟

تیا گفت:راستش بیایند بریم پایین یکم تو کافی شاپ بشینیم تا ببینم باید چیکار کنید....

فروشنده گفت:بفرمایید این کفش واستون خوبه جدید ترین  طرحمونه.....

تیا گفت:حالا فردا میایم باشه ممنون خدانگهدار....

همشون رفتن کافی شاپ پایین و روی بزرگترین میز نشستن....





نوع مطلب : بوسه ی رویایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 18 شهریور 1396 02:49 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts about قسمت.
Regards
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:58 ب.ظ
I am in fact delighted to read this website posts which carries plenty of valuable data,
thanks for providing these data.
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:03 ق.ظ
Great blog here! Also your website loads up fast!
What host are you using? Can I am getting your associate link in your host?
I want my web site loaded up as fast as yours lol
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:20 ب.ظ
Great article! That is the kind of information that are supposed to be shared around the
web. Shame on Google for no longer positioning this submit higher!
Come on over and visit my web site . Thanks =)
جمعه 13 مرداد 1396 04:19 ب.ظ
I used to be recommended this website by my cousin.
I am now not certain whether this submit is written by means of him as nobody else
recognise such specific about my problem. You're incredible!
Thanks!
شنبه 7 مرداد 1396 09:00 ق.ظ
Hey There. I discovered your blog the usage of msn. That is a very smartly written article.
I will be sure to bookmark it and return to learn extra of your helpful info.
Thank you for the post. I'll certainly comeback.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:08 ب.ظ
Everything is very open with a very clear description of the challenges.
It was really informative. Your website is very useful.
Thank you for sharing!
پنجشنبه 17 فروردین 1396 01:44 ب.ظ
What's up, I wish for to subscribe for this weblog
to take most up-to-date updates, therefore where
can i do it please help.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام عشقولیام نگینم ......براتون بهترین ها را مینویسم تنهایی.........

مدیر وبلاگ : Negin ღღღ
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :