تبلیغات
فقط داستان - قسمت اول پسری به نام عشق....
JUST PURPLE SOLITAIRE
فقط داستان
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : Negin ღღღ
بله بله من برگشتم....

پسری به نام عشق.....

 

 

 

در راه دانشگاه روز اول:

نگین و نفس و الینا داشتند با هم میرفتند.که نگین دید یه سگ کوچولو داشت میدوید طرفش.نگینم که خیلی از جانورا میترسید و از سگم اصلا خوشش نمیومد دوید و دوید رفت خیلی ترسیده بود رفت کنار یه درخت عجب سگ پرویی ول کن نبود نگینم که دیگه نمیدونست چیکار کنه جیغ زدو و از درخت رفت بالا.

نفس رفت کنار درخت و نشست کنار سگه.حالا سگه گذاشت دنبال نفس و الینا.نفس و الینا هم رفتند بالای درخت پیش نگین گفت:بیا حالا هی بگین سگا دوست داشتین انگار سگه هاره وای چندش آوره.اه.

نفس گفت:خوب دوست داشتینه دیگه.

الینا گفت:آره کاملا پیداست ببینش صاحبش کیه؟

نگین گفت:صاحب؟!!!همچین سگی صاحبم داره؟!!!وای دانشگاهمون دیر شد برو دیگه سگه برو.

خوب انگار صاحب سگه هم اومد.اسم سگه جری بود.پسره صداش کرد جری.بیا جری زود باش.و اومد اون سگ گودزیلاییشو بغل کرد و شروع کرد به نوازشش. نگین و نفس الینا هم پریدند پایین.نگین گفت:این سگه یا بچه گودزیلا چه طوری دلتون میاد بغلش کنین؟؟!! بعد یه عالمه پسر با سگاشون اوردند کنار اون پسره.حالا اون پسره کی بود سونگ یئول و و اون پسرا کیا بودن اعضای گروه تین تاپ و اینفینیت و بوی فرند. نگین تا اینفینیت و تین تاپ و بوی فرندو دید چشماش4444 شد وای.اما به روی خودش نیاورد که شیطون و خودشو مغرور کرد و اخماشو کشید تو هم و گفت:یکم قلاده ی سگتونو محکم تر بگیرین بد نیستا.

سونگ یئولم یه لبخند زد و گفت:خوب از دستم در رفت.نگین موهاشو مرتب کرد و گفت:بریم بچه ها.وتا اینفینیت و تین تاپ نگین و دوستاشو دیدن خشکشون زد.نگین و الینا و ملیکا کره ای نبودن و همشون مدل بودن.پداراشون طراح یکی از بزرگترین فشن های دنیا بودن.

نگین گفت:وای بریم الینا چی شده پات؟زخم شده انگار.

الینا یه نگاهی به پاش کرد و گفت:نه چیزی نیست بریم.راستی نگین مهنازو نمیدونی کجاست؟مهناز دختر خاله ی نگین بود و پدر اونم طراح بود.

نگین گفت:نه نمیدونم.میادش.میگم بچه ها شب بیایند خونه ی ما تمرین داریم.

الینا گفت:چه تمرینی؟

نفس گفت:یادت رفته نمایشمون.

الینا گفت:آهان آره.آره چشم.بعد یه نگاه به پسرا کرد پسرا خشکشون زده بود به دخترا.الینا گفت:چیه نگاه داره.

چان جی و الم که فکر میکردند هر کی ببیندشون عاشقون میشه.رفتند جلو و گفتند:سلام شما هم میرید دانشگاه و سال اولتونه؟

نفس گفت:خوب حالا مثلا که چی؟

الم یه لبخند از همون لبخندایی که  وقتی میزنه همه ی دخترا واسش غش و ضعف میزند زد و گفت :خوب با هم میریم.

نگین گفت:ال چرا همه فکر میکنند تو و چان جی قشنگترین عضو گروهین؟

الم یه لبخند ملیح به نگین زد.

نگینم قیافشو کج و کوله کرد و رفت کنار هویا و گفت:از نظر من شما زیباترین عضو گروهین بعدم ووهیون.بعد ال.ال چهره اش بچه گونه است و فوق العاده دوست داشتین خوشگل نیست.به نظر من سونگ یئول خیلی خوشگل بود اما چون حس میکنم خیلی مغروری عین چان جی دیگه حس خاصی بهت ندارم خداییش هویا شما از همشون خوشگل تری بعدشم ووهی.بعدشم کامران و عمادآخی کامران.توی گروه تین تاپم چان جو شماو یکمم چانجی و کیم بومم خوبه گروه بوی فرندم که پیداست جئونگ مین.البته به قول ضرب المثل BEAUTY IS ONLY SKIN DEEP  هویا امیدوارم شما هم ظاهر هم باطن زیبایی داشته باشین که مهناز داد زد نگین....و اومد پرید بغل نگین.

نگین گفت:وای مهناز کجا بودی؟

مهناز گفت:وای نگین لس آنجلس بودم با پدر واسه شو لباس دیگه .

نگین گفت:آهان آره آره یادم اومد خوب چیکارا کردی؟

مهناز گفت:هیچی نمیدونی که چی شد؟؟؟

نگین گفت:چی شد؟

مهناز گفت:یکی از شو لباسامون واسه هنرپیشه ها بود.منم آخرش اومدم اون عکساتو واسشون گذاشتم که همه چشماشون 4 تا شد.

نگین گفت:کدوم عکسما؟

مهناز گفت:همون دیگه.

نگین گفت:آهان یادم اومد خاک بر سرت واسه چی عکسه منو نشون همه دادی؟

مهناز گفت:نگین عکس به اون خوشگلی نمیدونی که همه چه قدر ازت تعریف کردن مخصوصا اگه گفتی کی؟؟

نگین گفت:کامران؟؟!!

مهناز گفت:نه هنرپیشه جنسن اکلس جانی دپ اصلا خیلیا همه خشکشون زده بود تادیدندت نمیدونی که و یکی از طراحا که پدرتو میشناخت ازم خواست که شمارشو بدم بهت بری مدلشون بشی.

نگین گفت:چی برم مدلشون بشم دلت خوشه ها برو بابا میخواستی شماره جنسنو بگیری.

مهناز گفت:نزنیما.شمارشو داد اما من گمش کردم.

نگین گفت:تو چیکار کردی؟؟

مهناز گفت:ببخشید دیگه گمش کردم.

نگین گفت:میدونستی اگه من با اون دوست میشدم بعدش میتونستم با نیکلاس کارتر دوست بشم بعدش میتونستم کامرانو پیدا کنم وای دختره ی خاله ی منو باش حداقل شمارشو حفظ میکردی.

مهناز گفت:ببین همشو حفظم جز دوتا شماره ی اخرشو.

نگین گفت:خوب بگو ببینم و باهم رفتند شماره زنگ بزنن.

نگین گفت:وای اخ جون کامران عماد وای.

نفس و الینا گفت:وایسید ما هم بیایم.

چان جی گفت:میگم دختره تیکه است هویا از تو هم که خیلی خوشش میاد.

سونگ یئول گفت:وای آره بیایند بریم تعقیبشون.

ال گفت:چرا از من خوشش نیومد.

چان جی گفت:از من خوشش نیومد چه برسه به تو.

ال گفت:خودتو با من مقایسه نکن.

چان جی گفت:راست میگی من از تو خوشگل ترم.

سونگ جونگ گفت:هه هه فعلا که از هویا خوشش اومده.و چان جو ووهی توام چان جی توام.جئونگ از تو و کیم بومم خوشش میاد.

هویا تو فکر بود.

کوانگ زد روشونه ی هویا و گفت:خوبی؟

هویا گفت:وای آره عجب تیکه ای بود بیایند بریم دنبالشون و همشون رفتند دنبال دخترا.

هویا خیلی خوش حال بود که نگین انقدر ازش تعریف کرد و مثه بقیه ی دخترا نگفت ال خیلی خوش قیافه است.

ال برعکس ناراحت بود و میخواست یه کاری بکنه که نظر نگینو به خودش جلب کنه.

نگین گفت:وای مهناز میکشمت چرا شمارشو یادت رفت وای اه.

الینا گفت:ولش کن.

نگین گفت:باشه.

نفس گفت:پسرا دارن پشت سرمون میاند.

نگین گفت:خوب بیاند و برگشت پشت سرشو نگاه کرد.همشون بهش لبخند زدند.نگینم زد زیر خنده.نشست رو زمین حالا بخند و کی نخند کی بخند یه همچین چیزی.

الینا گفت:چی شده نگین؟

نگین فقط میخندید پسرا بهشون رسیدند.

سونگ یئول گفت:چی شد؟

نگین دراز کشید رو زمین ودلشو گرفته بود و میخندید.

همه با تعجب بهش نگاه میکردند.یکمم از خنده ی نگین خندشون گرفته بود.

نگین بعد از 5 دقیقه بلند شد و درحالی که هنوز میخندید گفت:بچه ها بریم.

مهناز گفت:نگین خوبی؟

نگین گفت:ببخشید بچه ها یاد یه چیزی افتادم حالا بعد واستون تعریف میکنم وای خدا یا خیلی خنده  دار بود وای خدایا.





نوع مطلب : پسری به نام عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 4 اردیبهشت 1394 01:33 ق.ظ
خیلیییییی باحال بود....
به نظرمنم هویاجذاب تراز اله....ال خیلی مغروره خوشم نمیاد....
네긴 언니 최고야.....
Negin ღღღ فعلا با هویا قهرم
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 09:59 ب.ظ
خخخخخ......خدانکشتت,منم ک فقط خوندم ازخنده ی توخندم گرفت
Negin ღღღ شیوا ببین من چه نشاط بخشم شادت میکنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


سلام عشقولیام نگینم ......براتون بهترین ها را مینویسم تنهایی.........

مدیر وبلاگ : Negin ღღღ
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :